الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

324

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

كان بنحو الحلول 1 ) او الانتزاع 2 ) و الصدور 3 ) او الايجاد 4 ) كأسماء 5 ) الفاعلين و مفعولين و الصفات المشبهات بل و صيغ المبالغه ، و اسماء الازمنه و الاسكنه و الآلات كما هو ظاهر العنوانات 6 ) و صريح بعض المحققين 7 ) . . . الا التمثيل به 8 ) 5 - اتحاد اعتبارى : مبدأ اشتقاق مىتواند اعتبارى باشد يعنى فقط در مقام جعل و قرارداد وجود داشته و به اين نحو با ذات اتحاد برقرار كند مثل ملكيت و زوجيت 1 ) مثل علم ، سفيدى و سياهى 2 ) مثل فوقيت و تحتيت 3 ) مثل ضرب و قتل 4 ) مثل اكل و جلوس [ اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبه ، صيغه مبالغه ، اسم زمان و مكان داخل در بحث مشتق هستند ] 5 ) با ضابطه‌اى كه بيان شد اسم فاعل و مفعول صفت مشبه صيغه مبالغه اسم زمان و مكان داخل در محل نزاع بوده و فرقى ميان آنها وجود ندارد چون تمام آنها جرى بر ذات دارند و با از بين رفتن مبدأ اشتقاق ، ذات از بين نمىرود و ظاهر عناوين و عبارات اصوليين و همچنين تصريح بعضى از محققين گواهى مىدهد كه حريم بحث شامل تمام موارد ذكر شده مىشود و اينكه اصوليين هنگام بحث كردن از مشتق به اسم فاعل مثال مىزنند دليل آن نيست كه بحث فقط در اسم فاعل جريان دارد و شامل ديگر موارد نيست و ذكر كردن اسم فاعل فقط مثال را مىرساند نه اختصاص را . 6 ) عبارات مشهور 7 ) مثل مرحوم اصفهانى صاحب هداية المسترشدين 8 ) بعض . مثل اسم فاعل و مفعول